برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


، razimoghadamm@gmail.com
چکیده:   (34 مشاهده)
نظام مراقبت سلامت به عنوان یک صنعت خدماتی کاربرمحور تحت تأثیر تصمیمات و عملکرد روزمره پزشکان و سایر کارکنان قرار دارد و اصلاح نظام‌های پرداخت در نظام سلامت یکی از مهم ترین حوزه‌های سیاست‌گذاری است.اتکا صرف به یک مدل پرداخت معمولاً ناکارا است و سازوکارهای ترکیبی که پرداخت را به صورت تلفیقی از بخش‌های مبتنی بر خدمت، اجزای ثابت و مشوق‌های مبتنی بر کیفیت یا عملکرد تنظیم می‌کنند می‌توانند تعادل بهتری میان انگیزه‌های مالی، کیفیت مراقبت، حجم خدمات، رضایت ارائه‌دهندگان و کارایی هزینه برقرار سازند. حرکت از مدل‌های مبتنی بر حجم به سمت مدل‌های مبتنی بر ارزش با هدف هم‌راستا کردن مشوق‌های مالی با کیفیت، اثربخشی و پیامدهای واقعی سلامت مورد تأکید است. با این حال تجارب بین‌المللی نشان می‌دهد که این مدل‌ها با چالش‌های اجرایی قابل توجهی از جمله نیاز به زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، افزایش گزارش‌دهی و پیچیدگی اداری و خطر کاهش دسترسی بیماران پرهزینه و تمرکز صرف بر خدماتی که مشمول پاداش می‌شوند مواجه‌اند. تحلیلگران باید چالش‌های عملی و اجرایی، شامل مسائل اداری و خطر واکنش‌های ناخواسته ارائه‌دهندگان، را در نظر بگیرند. در برخی موارد، اجرای دشوار یک روش پرداخت، حتی اگر منطقی به نظر برسد، می‌تواند مانع عملیاتی شدن آن شود. بنابراین سیاست‌گذاران باید فراتر از تحلیل ایده ‌آل مشوق ‌ها، به واقعیت‌ های محیط اجرایی نیز توجه کنند. اصلاح روش‌های پرداخت نه یک مقصد، بلکه فرایندی پیوسته است و ممکن است هیچ‌گاه به نقطه پایان نهایی نرسد. ایجاد ظرفیت برای بازبینی، اصلاح تدریجی و پایش مستمر می‌تواند اصلاحات پرداخت را در مسیر درست نگه دارد.
 
     
نوع مطالعه: نامه به سردبیر | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1404/9/12 | ویرایش نهایی: 1404/10/9 | پذیرش: 1404/10/7

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.