1- گروه بیمسنجی، دانشکده علوم ریاضی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران ، baratiactuary@gmail.com
2- گروه بیمسنجی، دانشکده علوم ریاضی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
چکیده: (18 مشاهده)
مقدمه: فرانشیز بهعنوان ابزاری کلاسیک برای کنترل کژمنشی در بیمههای درمان تکمیلی بهکار میرود؛ اما شواهد نشان از کارایی محدود آن دارد. هدف این پژوهش، ارزیابی ناکارآمدی فرانشیز و ارائه قراردادی جایگزین مبتنی بر پاداش عدم ادعا و سقف تعهد (2 ) از ۳.۷٪ به ۲۸٪ ارتقا یافت که نشاندهنده بهبود معنادار قدرت تبیین مدل است. همچنین، نتایج مدلسازی ریاضی، برتری قرارداد پیشنهادی را در ارتقای مطلوبیت بیمهشده (0.8997) و افزایش سطح تلاش برای کاهش ریسک نسبت به مدلهای پیشین تأیید کرد
روشبررسی: این مطالعه با رویکردی ترکیبی، شامل تحلیل نظری (نظریه مطلوبیت) و تحلیل تجربی (دادههای واقعی) انجام شد. در بخش نظری، مدل پیشنهادی از طریق ریاضی و شبیهسازی عددی ارزیابی گردید. در بخش تجربی، بیش از یک میلیون رکورد خسارت بیمه درمان تکمیلی طی یک دوره دو ساله، با استفاده از مدلهای رگرسیون تابلویی تحلیل شد.
نتایج: نتایج تجربی نشان داد که برخلاف پیشبینیهای سنتی، رابطه میان فرانشیز و میزان خسارت مستقیم و مثبت است که بیانگر ناکارآمدی این ابزار در کنترل کژمنشی (اثر معکوس) است. با ورود متغیرهای کنترلی (سن، جنسیت و نوع خدمت) به مدل، ضریب تعیین (R2 ) از ۳.۷٪ به ۲۸٪ ارتقا یافت که نشاندهنده بهبود معنادار قدرت تبیین مدل است. همچنین، نتایج مدلسازی ریاضی، برتری قرارداد پیشنهادی را در ارتقای مطلوبیت بیمهشده (0.8997) و افزایش سطح تلاش برای کاهش ریسک نسبت به مدلهای پیشین تأیید کرد.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است که سازوکارهای سنتی مانند فرانشیز، به دلیل نادیده گرفتن محرکهای رفتاری، کارایی لازم را ندارند. مدل ترکیبی «پاداش عدم ادعا و سقف تعهد» با ایجاد انگیزههای پویا، جایگزینی کارآمد برای مدیریت ریسک و ارتقای رفاه اقتصادی در صنعت بیمه درمان محسوب میشود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1405/6/31 | ویرایش نهایی: 1405/6/31 | پذیرش: 1405/6/10